امام علی ع در مجلس امام علی ع (اشکبوس)
ایا کریم سبب ساز صانع دیان منم علی ولی بنده تو از دل و جان
به دوش خویش کشم بار ای خدای جهان به آبیاری روم من بسوی نخلستان
بحق نور محمد ایا خدای جهان ببخش جرم همه شیعیان از احسان
000000000000000000
بارالها جان فشانی می کنم مرتضایم باغبانی می کنم
می روم تا مخزن سر نهان سازم از راه عدالت من عیان
000000000000000000
یقین بدان تو ایا نوجوان نیک لقا مرا است نام نسب در زمانه عبداله
000000000000000000
گو سئوالت چیست ای مرد سیاه
000000000000000000
اهل بطحایم بدان ای نوجوان
000000000000000000
می شناسم جمله را بی واهمه
000000000000000000
می شناسم من علی را بی گمان
000000000000000000
چیست کارت با علی می کن بیان
000000000000000000
چیست منظورت بگو ای نوجوان
000000000000000000
ایا جوان تو بیان کن ز مذهب و کیشت همین دقیقه علی را بیاورم پیشت
000000000000000000
مطلبی باشد مرا ای نوجوان گر روا سازی کنم بهرت عیان
من سخن را با تو می گویم صریح گر تو از این بُت پرستی بگذری
مطلبت را دان علی سازد روا ورنه مرد او نه ای ای بینوا
خویشتن را بی جهت بر هم مزن در جواب شاه مردان دم مزن
000000000000000000
بدان که قد من قد او یکی باشد بدان که سن من و سن او یکی باشد
بدان که شکل من و شکل او یکی باشد بود مقابل هم ای جوان نیک سیر
نما تصور بنگر بر و بازویم که من به حیدر کرار هم ترازویم
000000000000000000
خوش بود گر محک تجربه حاصل گردد قوت زور هنر هر دو مقابل گردد
من و تو هر دو نمائیم در این لحظه نبرد تا که ظاهر شود این دم هنر و جوهر مرد
تو بشمشیر نی و ترکش و هم گرز سنان من بسر تیچه بابیل خودم این هامان
000000000000000000
الله اکبر الله اکبر
نه لازم بکشتی بود ای جوان همین طور که ایستاده ام این زمان
بیا تیچه بر تیچه هم زنیم جرء بر دل چرخ اعظم زنیم
گر مبردن را بگیر ای حزین ببندم نما و بزن بر زمین
000000000000000000
نگفتم به تو ای جوان غافلی نه بتوان نمائی علاج علی
علی لنگر عرش سرمد بود علی جانشین محمد بود
هنوزم تو گوئی منم پهلوان چه نوبت به من گشت ای نوجوان
تو را با دو انگشت خود این چنین نمایم بداند زنم بر زمین
ربودم من تو را الله اکبر شهادت گو ببُرم از تنت یر
000000000000000000
امان است ایمان ایا نوجوان مگر آنکه گردی مسلمان ز جان
000000000000000000
چه ایمان بیاری ایا نوجوان نبُرم سرت را بدان این زمان
000000000000000000
بلی من حیدر دلدل شوارم بلی من مرتضای نامدارم
بدان من مصطفی را جانشینم جوانا من امیرالمومنینم
نیامد درگه ما جز سخاوت نیامد درگه ما جز مروت
تو اینک آمدی بر قصه جانم کشیدی زحمت بسیار دانم
مروت نیست سازم نا امیدت محبت نیست سازم من شهیدت
بگیر این تیغ رأسم را جدا کن مراد و مطلب خود را روا کن
000000000000000000
گذشتم از سر تقصیرت ای جوان بخدا به شرط اینکه مسلمان شوی ز راه وفا
000000000000000000
تو شرط اول خود را بکن بیان بر ما که تا روا بنمایم تمام را یکجا
000000000000000000
شرط دوم بگو ایا فتاح تا روا سازمت بعین صلاح
000000000000000000
شرط سوم برای من برگو که روا سازم ای جوان نکو
000000000000000000
بگو اشهد ان لا اله الا الله محمد است رسول علی ولی الله
ز جای خیز ایا محرم سعادتمند رسیده اختر اقبال تو به برج بلند
000000000000000000
در آر اسلحه رخت قلندری تو بپوش می صفات حقیقی حیدر تو بنوش
گذار بر سر خود این زمان تو افسر تاج که تا ابد بستانی ز جمله شاهان باج
بیا که رسته ببندم ز مهر بر کمرت که آفرین به تو هم باد مادر و پدرت
دیگر بگیر طبرزین هم دگر کشکول که تا به مدح علی این زمان شوی مشغول
برو که نام تو را من نموده ام قنبر توئی یکی ز غلامان حیدر صفدر
به هر کجا که رسیدی علی علی برگو حدیث ناد علی را سینجلی برگو
000000000000000000
بیا به نزد من ای فضل ای نیکو منظر خوشا بحال تو باد ایا نکو اختر
یقین مقدر تو بود ای نیکو فطرت رسی تو مطلب خود ای جوان با رفعت
000000000000000000
بگو که اشهد ان لا اله الا الله محمد است رسول و علی ولی الله
000000000000000000
بیا که روی تو بوسم که رستگار شدی خلاص از غم ایام روزگار شدی
برو بسوی وطن حالیا تو با لشکر به هر دیار تو را هستم ای جوان یاور
تو چون رسی به وطن ای جوان نیک انجام بکن تو بابا خودت را به دعوت اسلام
000000000000000000
اگر که دین مرا او نمی کند اقرار بکن مجادله با او ایا نکو اطوار
اگر مهیمی آمد برای تو افگار بگیر لایحه از من تو خوب نگاهش را
طلب نما تو مرا تا که من شوم حاضر به هر بلیه تو را باشم ای جوان ناصر
برو که یاد خدای جهان تو را یاور به هر دیار تو را باشم ای جوان رهبر
000000000000000000
بیا قنبر زمانی در بر من
000000000000000000
صدای فضل می آید بگوشم
000000000000000000
بیاور دلدل نیک اقتدارم
000000000000000000
به هم نه چشم قنبر ز یاری
000000000000000000
رسیدم در حبش قنبر تو بنگر
000000000000000000
چرا ای فضل بسته دست و پایت
000000000000000000
مخور تو غصه ایا فضل اندر این دنیا نگاه دار تو هستم به هر دیار تو را
هر آنچه آرزویت بود اندر این دوران که ساعت دگرت می کنم تو را سلطان
000000000000000000
بدان تو واضح ایا اشکبوس ای مکار منم ز رتبه پسر عم احمد مختار
یکی ز نام من اندر زمانه شیر خدا یداله است مرا نام هم ولی اله
بدان تمام زمین و زمان بفرمانم ز انس و جن و ملک جملگی ثنا خوانم
منم مقسم روزی خلق در عالم بغیر رایم نمیرد کسی از بنی آدم
در آن دمی که مرا فضل می نمود احضار به یک دقیقه رسیدم به این مکان یکبار
000000000000000000
چه معجزی تو زمن خواهی اندر این ماوا بیان نما که برآرم برایت این دنیا
هر آنچه رای تو باشد بگو برم الان که تا برآورم از حکم خالق سبحان
000000000000000000
اکر چنین بود این معجزت سهل برم همین زمانه بخواهم من از خدا ز کرم
بزرگوار خدایا بحق پیغمبر نما تو سبز ستون های این ستون یکسر
تمام نخل شود جمله میله بار آرد که اشکبوس در این مرحله نظر دارد
000000000000000000
بدان واضح تو این دم اشکبوسا اندر این دوران توئی کافر نداری اعتقاد از قادر سبحان
مسلمان گر شوی از خوردن این میوه ها لذت برند اندر دو عالم از خدا آن خالق سبحان
اگر گردی مسلمان می کنم با تو چنین عهدی دهم جنت دهم کوثر دهم من روضه رضوان
اگر آری تو ایمان بر محمد آن شه خوبان شفیعت می شوم محشر برم جنت دهم حوران
وگرنه اشکبوسا خاک عالم بر سرت ریزم نمایم زنده اندر گورت ای ظالم در این دوران
000000000000000000
بیا این زمان فضل ای نوجوان بکن باب خود را به دوزخ روان
000000000000000000
عجب دارم از اشکبوس لعین شقاوتندارد نظیر این چنین
تو فتاح رو ای جوان دلیر بکن حرب با او در این دار گیر
000000000000000000
ایا اشکبوس لعین دغا رسیدم به حرب تو ای بی حیا
چنان حرب سازم در این سرزمین که احسنت آید ز جان آفرین
اگر دین ما را نمائی قبول نمایم تو را سربلند ای جهول
000000000000000000
نمائید بت خانه ها را خراب بسازید مسجد ز راه ثواب
برو فضل بر تخت شاهی نشین که تبریک گفته است روح الامین
به سر تاج بگذار ای نیک بخت مبارک تو را باد این تاج تخت
الا ای تو فتاح ای نوجوان نه تخت شاه مدحی بخوان
000000000000000000
تمام شد
روز شهادت امام علی ع
می دانی ای سپهر چه رفتار می کنی وز کین چه ها به عترت اطهار می کنی
فرصت به ابن ملجم بی رحم داده ای شرکت به خون حیدر کرار می کنی
بهر حسن لباس مصیبت تو می بری روز حسین من چه شب تار می کنی
از بهر خاطر دل قطامه پلید آزار جان زینب افگار می کنی
000000000000000000
نمی دانم چه ها ای آسمان اندر نظر داری به جان من روا تا کی بلای ناگهان داری
نیارم خم برابر هیچ از و بلای تو بزن تا از حوادث آنچه تیر اندر کمان داری
000000000000000000
زمان آخر است و از جدائی ها فغان دارم هوای خدمت پیغمبر آخر زمان دارم
نه بیجا گشته قدم چون کمان خم از شرار دل بقصد ابن ملجم تیر آهی در کمان دارم
بود عمر مرا امشب شب آخر تو ای دختر وداع آخرین کن با پدر تا نیمه جان دارم
000000000000000000
ای جگر نیه من تو غصه مخور جان فرزند من تو غصه مخور
فکر افطار باش ای زینب که پدر میهمان تو است امشب
حسنین ای دو سر باغ امید سوی مسجد به همرهم آئید
000000000000000000
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایها لناس فی هذا الشهر سلونی قبل اَن تفقدونی
ایها لناس پیش از آنکه روم باز پرسید تا جواب دهم
ایها لناس کردگار یکی است حی و قیوم فرد لم یزلی است
کارهای بد ای گروه شما بنمائید توبه در دنیا
خوف دارید شیعیان ز جهیم طلبید از خدا بهشت نعیم
یا حسین چند روز از این ماه رفته باشد مرا بکن آگاه
000000000000000000
آه سلخ مه حیات رسید دوره عزت و ممات رسید
یا حسین ای سرور سینه و جان چند باقی است از مه رمضان
000000000000000000
وقت شد شرع دین خراب شود ریشم از خون سر خضاب شود
وقت آن شد شوند در دارین شیعیانم یتیم چون حسنین
وقت آن شد همین حسن شه ناس کشته گردد ز سوره الماس
وقت آن شد عرش در صدا افتد این حسین زیر دست و پا افتد
وقت آن شد زینبم فگار شود سر برهنه شتر سوار شود
ای حن ای حسین غریب شهید رو به مسجد به خانه بگذارید
000000000000000000
زمانه ای ستم گستر ای زمانه به قتل من چه ات چندین بهانه
نمی دانم هنوز از چشم مردم بود اشک از غم احمد روانه
الهی هست معشوقی مرا کور برم من نان و آبش عاشقانه
000000000000000000
رسیدم غم مخور لبیک لبیک وحیدم غم مخور لبیک لبیک
فراموشت نکردم ای جگر ریش مدار از دوریم اندوه تشویش
ز جا برخیز تا جای تو جاروب کنم ای بر حبیب حق تو محبوب
الهی من همان مسکین زارم که با مسکین نشستن نیست عارم
الهی آن فقیر مُستکینم که دایم با فقیران هم نشینم
000000000000000000
بگو ای باوفا و مهر و دلدار
000000000000000000
خدا راضی بدان از این ثواب است
000000000000000000
فقیری تو بِه از هر شهریاری
000000000000000000
خدا را بنده زار ذلیلم
000000000000000000
علی نامم امیرالمومنینم
000000000000000000
ببخشا گر ز من دیدی تو تقصیر
000000000000000000
خجالت از تو دارم حق گواه است
000000000000000000
الهی بخش جرم شیعیانم
000000000000000000
خدا حافظ ایا یار و وفادار
000000000000000000
کنون که هست مرا فرصت ای خدای جهان روم به سرکشی طفلهای بی پدران
ایا کریم تو آگاهی از ضمیر علی که پینه کرده همه شانه منیر علی
پی رضای تو ای قادر زمین زمان برم به دوش طعامی شراب بیوه زنان
000000000000000000
ضعیفه ضعیفه چرا بی نهایت ز دست علی نمائی شکایت
علی مهربتن است بر هر وفا جو دخیلم دخیلم مکن شکوه از او
000000000000000000
الهی علی تقصیر کار است به آمرزش تو امید وار است
الا ای زن مکِش آه حزین را مکن نفرین امیرالمومنین را
بیان کن ای زن از غم فسرده امیرالمومنین با تو چه کرده
000000000000000000
امان است ای زن محزون غمگین مکن بر حیدر از این بیش نفرین
بده بر من دمی این مشک پر آب که بهرت آورم تا خانه زین باب
الهی مشک آب آرد شه ناس که آسان آورد این مشک عباس
000000000000000000
الا ای زن به من یک کار بگذار که کارت با سه طفلان است دشوار
000000000000000000
بیائید ای مکدر طفل هایم که من همچون پدر بهر شمایم
عزیزان نور چشمان نان خرما شما را باد در خوردن گوارا
000000000000000000
الا ای زن که رخ چون لاله کردی کبابم از تنور خانه کردی
بده اذنم که با این ساز سوزم ز آه اندر تنور آتش فروزم
000000000000000000
بر آر خاک تنور ای علی عالی قدر که تا غبار نشیند بر این رخ چون زرد
بیاد آر علی زین تنور یا غم و شین تنور خولی کافر سر امام حسین
سری که بود به دوش رسول ماوایش دهد میانه خاکستر آن لعین جایش
بنه تو ظرف پر از خاک یا علی برسر که سر بریده حسین جا کند به خاکستر
000000000000000000
الا ای آتش ای سوزنده آتش چه بس گرمی و سوزانی سرکش
000000000000000000
جگر عادی است سوز تو مدامی ولی بر شیعیان من حرامی
ببین اتش به آه شور شینم مسوزان خیمه بی کس حسینم
علی بین گرمی آتش به زاری که تا از بیوه زن ها یاد آری
000000000000000000
خدا از تو رضا ای زن به عقبا که گشتی از علی راضی به دنیا
000000000000000000
بیار افطار بابا ام کلثوم بیا ای زینبم در دهر محروم
000000000000000000
کسی کو دختر از لذت قرین شد کجا بتوان امیرالمومنین شد
که لذت باشد اندر شیر بسیار نمک بگذار شیر از سفره بردار
000000000000000000
چه گوئی ای تو شمع مجلس حی مکن گریه که گریه دارد از پی
نگهدار آب چشم ای زار بی تاب که باید شوئی از خون صورت باب
برو بیرون دمی بهر فراقت بنه سر بر سر بالین راحت
000000000000000000
بسم الله الرحمن الرحیم
به این امید شد در خواب حیدر که بیند روی رخسار پیمبر
000000000000000000
بلی صد جان حیدر چون فدایت
000000000000000000
حرامم بی تو گشته زندگانی
000000000000000000
نخواهم بی تو یک صبحب کنم شام
000000000000000000
نگر خواهم چه دید اینک به محراب
000000000000000000
شفاعت می کنم با روی گلگون
000000000000000000
لک الحمد ای خالق هر دو عالم نموده فائض از فیض وصالم
فدای جان تو ای دختر من نومید بیار آب که خواهم وضو کنم تجدید
000000000000000000
بیا ای آب تا گیرم وضوئی کنم در کعبه مقصود روئی
بیا ای آب شد وقت عبادت علی را آخرین کارست طاعت
بیا ای آب تا شورم عزارم اجل نزدیک من مهلت ندارم
ولی ای آب از تو نور عینم شوید از کین شهید آخر حسینم
ز تو ای آب هر لحظه سکینه کند غش از عطش هر دم به خیمه
ز تو ای آب عباس دلاور دو بازویش جدا گردد ز خنجر
ز تو ای آب تشنه اکبر زار سپارد جان به زیر تیغ کفار
ز تو ای آب اصغر زار نالد ز سوز تشنگی جان می سپارد
ز تو ای آب زینب دیده تر ببیند کشته نعش شش برادر
بیا ای آب شد وقت عبادت رسیده موسم صبح سعادت
زنان و دختران آل اطهار شما را سازم از رفتن خبر دار
000000000000000000
بلی در خواب دیدم یار خود را رسول هاشمی غمخوار خود را
بیامد بر سرم با روی چون بدر گرفته وعده فرداشب قدر
به مهمان خانه فردوس اعلا شوم مهمان بزم حق تعالی
000000000000000000
الهی دست ها بر دامنم بین کبوتر بچه ها پیراهنم بین
ایا زینب چنین غوغا روا نیست عزیزم کوفه است این کربلا نیست
تو را این شام گر شام بلائیست مرا این صبح صبح کربلائیست
غم درد شما در دل نهفتیم خداحافظ که ما رفتیم رفتیم
000000000000000000
ای یتیمان جگر بریان من دست بردارید از دامان من
زینب ای زینب دمی ساکت بشو جان من بردار طفلانم برو
000000000000000000
ایا مرغابیان جوی اقبال چرا بر هم زنید این سان پر و بال
شما را دخترم در آشیانه دهد هر روز هر شب آب دانه
000000000000000000
یقین بدان تو که مرغابیان بدین سرعت خبر ز مرگ به من می دهند هر ساعت
خبر دهند که امشب شهید می گردم ز عمر خویش پدر نا امید می گردم
000000000000000000
مرغابیان کوی وفا را مزن مزن این طایران گلشن ما را مزن مزن
000000000000000000
از چه ای قلاب بگرفتی کمربند مرا کن رها گشته زمان کشتن شیر خدا
شد زمانی شیعیانم جمله بی مولا شوند شد زمانی دختران جمله بی بابا شوند
شد زمانی تا حسن نوشَد ز غم جام بلا آمده روزی حسین من رود در کربلا
آه آه این قصه من از کجا باور شود دختران من اسیر فرقه کافر شود
شصت و شش زن در رَسن راس جوانان روی نی زینبم اشتر سوار و سینه زن آید ز پی
آه از مخلوق کوفه داد از مخلوق شام برود زینب اسیری می شود بی احترام
راضیم من هرچه آید بر سرم ای داورم شیعیانم را ببخشا روز محشر از کرم
000000000000000000
الا ای صبح صادق چیست مقصود که رخ بنموده ای از خلق مفقود
ای کان از این مقافل آه از این زجر سلامٌ هی حتی مطلع الفجر الله اکبر الله اکبر
000000000000000000
اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان لا ...
000000000000000000
اشهد ان محمد رسول الله .......
000000000000000000
لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
ز جا برخیز وقت مدعا شد زمان کشتن شیر خدا شد
هر آن خواهی بکن امروز کافر خدا شاهد بود حاکم پیمبر
ز جا برخیز ای مردود غدار خداوند از چنین خوابیست بیزار
چرا این باشدی چون خواب شیطان نمی خوابد بدین صورت مسلمان
000000000000000000
گواه باش به روز جزا تو ای یزدان محضر همه پیغمبران صدیقان
که در تمامی عمر آنچه گفته کردم ز روی شرع تو من زنگ کفر بستودم
پی رضای تو بس رنج ها کشیدم من ز دشمنان تو پیمان ها چشیدم من
کنون بَرید سوی خانه ام شما طفلان که آمدست دم رحلتم بسوی جنان
000000000000000000
چه غوغا گشت در مسجد عزیزان خبر گوئیدیم از فریاد و افغان
000000000000000000
بیا پیش ای ستمگر بیا پیش بیا پیش ای دل عالم ز تو ریش
تو را گر چه بسی تقصیر باشد نخواهم گردنت زنجیر باشد
چرا بگسسته بودی تار و پودم مگر من بد امیری بر تو بودم
چرا کردی چنین کار ای ستمگر که رنجاندی خدا را یا پیمبر
000000000000000000
حسن بدبختی اسن کس همین بس که لعنت می کنند بر او همه کس
نگهدارش ولی بی کند و زنجیر مدارش گرسنه دارش همی سیر
به من یک ضربت او زد با دو صد فن پس از من هم تو یک ضربت به او زن
بَریدم جانب خانه زیاری که کُشته زینبم را انتظاری
000000000000000000
حمیده دخترم ای مادر مصیبت من مریز اشک پدر بهر خون ز صورت من
به دیده تو به یک زخم گشته خون پالا چه میکنی به حسین در زمین کربلا
گلی که من ز ریاض وفا زدم بر سر ثمر دهد ز نهادی قد علی اکبر
000000000000000000
رها سازید او را ای دو فرزند که باشد این شفا دست خداوند
حسین بینی مرا یک زخم بر سر تو را صد پاره گردد تن ز خنجر
مرا گر مرحمی بر سر گذارند تو را سر روی خاکستر گذارند
مرا سر بر تن ای آرام جان است تو را تن بر زمین سر بر سنان است
مرا از بعد مردن دفن سازند تو را بر روی نعشت اسب تازند
مرا بگذشته صبر از صبر ایوب تو را بر لب یزید آخر زند چوب
000000000000000000
کو طفل عزیز نور عینم بی مادر بی پدر حسینم
با من بنگر جفای کوفی آگاه شو از وفای کوفی
سازند به کوفه نا امیدت از پنج برادر رشیدت
قتل علی اکبر جوانت آتش بزنند به استخوانت
قاسم پسر برادر تو صد پاره شود برابر تو
گردد چه بخون محاسنت رنگ افتی و زنند بر سرت سنگ
بر خاک چه میزنند رویت خنجر بزنند بر گلویت
در فکر گناه شیعیان باش در کار دعای شیعیان باش
000000000000000000
حسن جان راه دورم گشت نزدیک شود این دم چه شب روزم چه تاریک
بیاور کاسه شیری ز احسان که تا نوشم زمان دادن جان
000000000000000000
حسن مایل نیم بر خوردن شیر
000000000000000000
گرسنه ابن ملجم توی زندان
000000000000000000
دلم بر حالت دشمن کباب است
000000000000000000
نگفتم کس ببندد دستهایش
000000000000000000
کیان فرزند او را خسته اندیش
000000000000000000
حسین بردار بابا کاسه شیر ببر از بهر آن بسته به زنجیر
دمی کن صبر تا من هم بیایم از او من عذر زحمت ها بخواهم
بگیرید ای عزیزان بازوی من کنم احوال پرسی باز دشمن
ایا ظالم ببین روی زمین را ببین روی امیرالمومنین را
اگر چه دوست خواهد این چنینم نخواهم دشمن این حالت ببینم
بیا تا کنده بر گیرم ز پایت جزایت در دو عالم با خدایت
حسین بَرده به دشمن کاسه شیر خورد شیر اصغرت از ناوک تیر
000000000000000000
گرچه این ملعون شریر است ای حسن رحم کن اکنون اسیر است ای حسن
نگذر از مردانگی چون باب تو بر جوان مردان امیر است ای حسن
آب و نان از او مفرمائی دریغ گرچه این ظالم حقیر است ای حسن
000000000000000000
اگر در پشت در باشد چه غوغا بیان سازید ای جمع احبا
000000000000000000
مبر ای زینب اسم قنبر زار مگو قنبر بگو یار وفادار
بگو قنبر وفادار من آید به هر دردی غمخوار ما بیاید
000000000000000000
قنبر علیک قنبر علیک
000000000000000000
علیک ای قنبر زار و پریشان
000000000000000000
بدان ریشم ز خون سر خضاب است
000000000000000000
چگویم آه قنبر ابن ملجم
000000000000000000
حلالم کن ایا یار وفادار
000000000000000000
ستوده قنبر محزون تو اضطراب مکن تو هم به مطلب خود می رسی شتاب مکن
سگان چند پی قتل تو ز کین تازند تو را به خطه بغداد سر جدا سازند
پس این زمان به ریاض جنان کن ماوا مخور تو غصه ایا قنبر نکو سیما
000000000000000000
گر چه دلدل سواری ای قنبر مانده ما را الا صف محشر
از سواری چه گر فگار شوم رو بیاور که تا سوار شوم
000000000000000000
آه کاخر سواریم طی شد دلدل صبر و طاقتم پی شد
000000000000000000
بیا پیش ای حسن روح روانم پس از من بر نشین اندر عزایم
امام آسمان و هم زمینی ولی عهد منی و جانشینی
چه جان دادم بده غسلم ز یاری ز کافوری چه جدت یادگاری
به من داده حنوطم کن پس از آن کفن پوشان به تابوتم بخوابان
بگیرید از عقب تابوت کن حال بگیرند از جلو جبریل و میکال
بریدم تا بجائی کز شما ها فرو شد بر زمین قبرست پیدا
000000000000000000
بارالها بجسم و جان حسین به علی اکبر جوان حسین
بحق زین العباد بیمار کن قبول عزا ز ما حضار
به زن و مرد این عزاخانه ده به ایشان به خلد کاشانه
ای تو دانا به سرّ پنهانی کن روا حاجت دل بانی
روم ز شوق کنون جانب رسول الله اقول اشهد ان لا اله الا الله
000000000000000000
محنت زده گان چه در فغانید یاران ز حسن شما کدامید
نام که حسن بود عزیزان سازید بیان بچشم گریان
000000000000000000
ایا حسن خلف الصدق حیدر کرار کنون تو نعش علی ولی به من بسپار
که تا بخاک سپارم به چشم خون پالا ایا گزیده بستان حضرت زهرا
000000000000000000
منم علی ولی قدرت یداللهی که می دهند گواهی ز ماه تا ماهی
منم که در همه جا حاضرم بحق خدا یقین بر آن تو ایا نور دیده زهرا
000000000000000000
به هر جنازه علی حاضر است ای فرزند ز جن و انس چه مسلم چه کافر ای دلبند
چه می شود که نباشم سر جنازه خویش برو فدات حسن جان ایا سعادت کیش
صد شکر بر بُت اعظم به روزگار بر اشکبوس داده چنین عزت و وقار
در زنگبار صاحب اجلال شوکتم بگرفته است روی جهان مال دولتم
اندر زمانه هیچ غمی نیست در دلم جز بغض مرتضی که سرشته شده گلم
خوابم حرام گشته و بختم شده زبون ای بخت همتی که علی را کشم بخون
000000000000000000
ای چرخ واژگون شده ای دهر سیه روی در خواب مرگ رفته مگر بخت اشکبوس
افکنده است بغض علی عقده در دلم از جان دل به حیدر کرار دشمنم
چون هندوانه بغض علی در دلم بود کی می شود که رفع چنین دشمنم شود
کی می شود به من بُت اعظم نظر کند جسم علی بخاک و به خون غوطه ور شود
000000000000000000
آتش بغض علی زد به دل و جان شررم ساقیا ساغر بریز بیاور ببرم
ای غلام آر برایم تو مزه پسته و فندق و بادم و نقل و شکرم
ساقیا باده بیاور شده ام مست و خراب همچنان بغض علی گشت چه کوهی جگرم
بنوازید شما بربط و چنگ و نی و تار حسد نار علی سوخت دگر بال و پرم
000000000000000000
بار دیگر شرار کین بر دل من زبانه زد تیر عداوت علی جان مرا نشانه زد
بار دگر تو ساقیا خیز دو ساعتی بیا رخش نجالت علی جانب من روانه زد
چتر ضلال بوالحسن سایه فکند بر سرم کینه بغض مرتضی بر دلم آشیانه زد
ساقی تو می بیار همی ساغری پیاله کن زهر حسات علی در رگ من جوانه زد
مطرب خوش نوا بزن بار دیگر برای من کینه بغض حیدری قلب مرا نشانه زد
000000000000000000
ای برادر زاده فتاح غنی تا به کی داری به عمت دشمنی
مطلب ار داری بیا و کن بیان تا برآرم مطلبت را پهلوان
000000000000000000
بگو گر مطلب دیگر تو داری
000000000000000000
بیا بگذار تو ای فتاح مغرور
000000000000000000
دهم بر تو هر آنچه مال خواهی
000000000000000000
زر و سیمت دهم خروار خروار
000000000000000000
دهم ملک و دهم کشور به دستت
000000000000000000
به سالاری تو را مامور سازم
000000000000000000
دهم عالم تمامی لا علاجی
000000000000000000
تو را بر گو که در این مدعا چیست
000000000000000000
ز دختر بگذر ای در بیگانه گشایم بر رخت بابا خزانه
بدان این مدعایت نیست حاصل میاور حرف دختر در میانه
000000000000000000
هرگز شنیده به جهان شاه یا گدا دختر دهند و مهر نگیرند بر ملا
بی مهر کس نداده به کس دختر ای جوان مهر اَر میسّر است بنه پای در میان
000000000000000000
نخواهم سیم و زر من از تو اصلا ولی شرطی در این کار است فتاح
اگر سازی عمل این شرط با فر دهم بر تو ایا فتاح دختر
000000000000000000
شرط من باشد بدان در روزگار دشمنی دارم بدان بس پایدار
گر سرش را آوری در نزد من دخترم را می دهم ای نامدار
000000000000000000
همان که بغض او در سینه دارم شنو تا وصف او یک یک شمارم
قسم بر جمله لات مناتم که در بغضش فتادم در تلاطم
یکی گوید که عین الله باشد یکی گوید ولی الله باشد
دگر گویند که سر الله باشد همی گویند که جنب الله باشد
یکی گوید که شاه بی نظیر است یکی گوید که شیر شیر گیر است
همی گویند امیرالمومنین است یکی گود امام اولین است
یقین دانم بعالم منجلی هست یکی نام نکوی وی علی است
مکان او بود شهر مدینه بسی دارم من از او بغض و کینه
اگر رأسش بیاری در بر من دهم دختر به تو بر وجه احسن
000000000000000000
ببر لشکر به همراهت فراوان برای کشتن آن شاه خوبان
از آنجائی که دانم با وفائی مبادا بی سر حیدر بیائی
000000000000000000
بلافاصله
ببر همراه فضل نامدارم ولی عهد من آن با اقتدارم
خراب آرید شهر ملک بطحا بکوبید طبل کوس آن دشت و صحرا
نما غارت تمام آن ولایت ببر همراه لشکر بی نهایت
رعایت کن تو فضل نامدارم ولی عهد من آن با اقتدارم
بیا به نزد من ای فضل نامدار دلیر بیا پسر که تو در عرصه گاه همچون شیر
بیا پسر که ببینم دمی جمال تو را بیا پسر که ببینم دمی کمال تو را
000000000000000000
برو به همره فتاح آن جوان دلیر بسوی شهر مدینه تو با سپاه شریر
مراست دشمنی آنجا علی است نام ورا که هست اهل عرب این بدان ایا بُرنا
محمد عربی در حجاز سلطان است پسر عموش علی هست شیر یزدان است
تمام شهر جهان را گرفته اند تمام برند سوی خدا دین شان بود اسلام
000000000000000000
روم بخواب در این دم به حالت خرم ربوده خواب ز من طاقت و بخوابم من
000000000000000000
چرا که دیر نمودند فضل و هم فتاح خبر نباشد از ایشان نیامدند چرا
000000000000000000
بخواب دیده ام این دم من از طریق وفا یکی چه شیر نمود حمله و درید مرا
نیامدند چرا یاوران عسگر من دلم فتاده به تشویش یاهزرا الم
همین دم رسد فضل آن جوان دلیر بیاورد خبر از بهر من بدار شریر
000000000000000000
ساقیا باده شراب بیار در برم آن شراب ناب بیار
بغض دارم من از علی عرب هان تو ساقی به صد شتاب بیار
یک دو رطل گران بده به من که سرم را ز غم خواب بیار
گر ثواب است یا خطا کردن یا عذاب است یا عقاب بیار
بغض ها دارم از علی ولی که دگر نیست صبر و تاب بیار
اهلبیت علی اسیر کنند رأسش آرند باشتاب بیار
پسرم فضل نامدار آید آورند رأس بوتراب بیار
000000000000000000
جوان خوش خبر نور دیده های پدر رسیده ای به برم قوه روان پدر
بگو تو فضل که فتاح آمده یا نه ظفر به نام شما هست ناصره یا نه
بگو که ملک علی را خراب آوردید سر علی ببرم با عطاب آوردید
000000000000000000
یقین که ای پسر من شده است دیوانه سخن چه یاوه ادا می کند چه هدیانه
عجب نمودی پسر دفع دشمنان پدر از این خبر تو زدی این دل مرا خنجر
000000000000000000
بُت بزرگ تو را ای پسر قصاص کند امیدم این بُت اعظم تو را خلاص کند
یقین که سحر نموده علی تو را بجهان وگرنه نیست سزاوار بر تو این سخنان
000000000000000000
ملا زمان من این دم کنون ز خرد و کبار شوید جمع بگیرید فضل را یکبار
ملا زمان بکشیدش به دار تا نگرم به چهار میخ ببندید نا خلف پسرم
اگر تو خواهی خلاصت کنم ز بند علی همین زمان به بر من بخوان تو سبّ علی
زنیم چوب جفا بر سرت ز نادانی که تا به داد تو آید علی عمرانی
علی کجاست که تا بنگرد خلاص کند بیاید این پدرت را عوض قصاص کند
000000000000000000
کیست این کس به برم تستطوت بی باک آید مضطرب حال برم هم چه غضبناک آید
دلم از دیدن او می تپد همچون بسمل گوئیا قابض ارواح از افلاک آید
000000000000000000
ای جوان مرگ مرده ای فتاح ای که خیری نبینی در دنیا
ای علی ولی اژدر در زین قضیه تو را که کرد خبر
000000000000000000
اگر که هست تو را ای کرامت اعجاز که یک دقیقه به شهر حبش رسی ز حجاز
یکی ز معجز خود را به من نما تو عیان یقین بدان که مسلمان شوم در این دوران
000000000000000000
همین ستون که بود در برابر قصرم بکن دعا که شود چون بهار او خرم
شود چه سبز از او میوه ای ببار آید خوریم میوه معجز نما به کار آید
000000000000000000
چرا که میوه چه سنگ است بر دهان برگو چرا ز خوردن تان هست آنچنان نیکو
000000000000000000
ندیدم ساحری چون مثل تو من اندر این عالم چنین ساحر نمی آید یقینم از بنی آدم
نخواهم حوری غلمان نخواهم جنت کوثر نخواهم شد مسلمان گر بمیرم اندر این عالم
000000000000000000
ایا نا خلف ای پسر این زمان به رزمم رسیدی ایا نوجوان
بُت اعظم گر نماید نظر تو را می کنم من ز تیغ شرر
000000000000000000
تو فتاح ای بی حیای شریر به رزمم رسیدی ایا تیره شیر
سرت را کنم از بدن من جدا بُت اعظم یک نظر کن مرا
000000000000000000
ز من می شنو ای ولی خدا مکن حرب با من تو ای مرتضی
000000000000000000
نخواهم ز دوزخ ز شوق از بهشت نخواهم من از بُت پرستی گذشت
امام حسین ع در مجلس امام علی ع
ای ضیاء بخش مردم عینین خاک پای تو بر سر حسنین
مومنان با خبر شوید تمام سوی مسجد رود امام اَنام
000000000000000000
ای سرم خاک پای اقدس تو جان فدای سر مقدس تو
مانده از حکم کردگار جهان ده دو روز از مه رمضان
000000000000000000
بار الها بحق فخر زمن رس به داد حسین و حسن
ما کجا و غم فراق کجا ما کجا و سوز اشتیاق کجا
000000000000000000
آه ای خواهر، امیرالمونین را کشته اند شهسوار لافتی سلطان دین را کشته اند
ناله جبریل می آید که با صوت جلی کشته شد در دامن محراب شاه دین علی
000000000000000000
ایا نموده بخون روی ماه را گلشن گشا نظر بنگر جانب حسین و حسن
000000000000000000
شدی در خون چرا بابا شناور بسوی ما نظر از لطف بنگر
پناه بی پناهان جان بابا بسوی ما نظر از لطف فرما
000000000000000000
پدر جان شیعیانت سینه خستند به ذلت قاتلت را دست بستند
کشیدندش به مسجد چشم کن باز بکن از یک نظر ما را سرافراز
000000000000000000
بیارید ای عزیزان صمیمی به صد تعجیل یک پرده گلیمی
که نتواند شه اورنگ ایمان سوی خانه رود با چشم گریان
000000000000000000
بیا خواهر ز خون تارک باب شده دریای خون دامان محراب
000000000000000000
ایا طبیب مسیحا دم نکو کردار بیا طبیب دو عالم علی شده بیمار
طپان به خاک زمین مقتدای ایمان غریق لجه خون نوح بحر طوفان شد
000000000000000000
بکن تبدیل رنج او به راحت
000000000000000000
بنه مرحم به هر طوری که دانی
000000000000000000
علی گر مُرد ما بابا نداریم
000000000000000000
حسینم من شهید کربلایم
000000000000000000
حسینت پیشکش کرد این عمامه
000000000000000000
بنوش این کاشه شیر ای ستمکار بنوش ای بی حیای زشت مکار
بنوش ای آنکه ما را خوار کردی حقیر و بی کس و افگار کردی
000000000000000000
رفتی ز دنیا ای پدر ای شافع جن و بشر طفلان زارت را نگر بابا امیرالمومنین
000000000000000000
ما هر دوتا بی یاوریم بی مونس و بی رهبریم در شهر کوفه مضطریم بابا امیرالمومنین
000000000000000000
ما خار و زاریم ای فلک بابا نداریم در فلک بی غم گساریم در فلک بابا امیرالمومنین
حضرت زینب در مجلس امام علی ع
ای چرخ فتنه که پدیدار می کنی نسبت به آل احمد مختار می کنی
از جبهه مبارک شیر خدا به تیغ دریای خون روانه به رخسار می کنی
کام که می دهی دیگر از کشتن چه کس چون خفته را به قتل که بیدار می کنی
000000000000000000
پدر زینب بمیرد بهر چه آه فغان داری نمی دانم چرا سیلاب خون بر رخ روان داری
نمی دانم چه واقع گشته امروز ای پدر تا شب همین حرف فراق و شرح دوری بر زبان داری
بود پیش از تو مردن آرزومان پس چه رخ داده که پیش زینب و کلثوم آهنگ سفر داری
000000000000000000
مفرما این سخن بابا به من تا نیمه جان دارم بلا گردان تو جان در کف ای جان جهان دارم
تنم تابیده چون نی فرقتت ای باب چون آتش پدر در خانه دل آتش سوز نهان دارم
000000000000000000
خوشا بزمی که مهمانش تو باشی خوشا جانی که جانانش تو باشی
زهی عزت بر این رخسار چون بدر مشرف گشته زینب در شب قدر
بکن افطار ای مهر جهانگیر نمک با نان جو با شربت و شیر
000000000000000000
عزیزان سخت امشب در حراسم سر از پا پا ز سر کم می شناسم
نماید امشبم آن شب که آخر سیه پوشیدم از مرگ پیمبر
نماید امشب آن شب مادر من به فرقش کرده نیلی معجر من
000000000000000000
در این شب ای سر و سامان زینب کجا خوابت برد چشمان زینب
حسین و ای حسن امشب بخوابید که فردا شب یتیم و دل کبابید
000000000000000000
پدر نالی چرا امشب چه بلبل مگر پای دلت خاریست از گل
به خوشحالی نهادی سر ببالین چرا برخواستی از خواب غمگین
مگر در خواب دیدی یار خود را رسول هاشمی غمخوار خود را
000000000000000000
عزیزان وای زینب وای زینب فغان از طالع پیرای زینب
حسین ای حسن ای عون و جعفر محمد فضل و عباس ای برادر
علی از دست زینب می رود آه ز دامانش مسازید دست کوتاه
000000000000000000
ای انیس بیکسان یکدم مرو جان بابا یکدمی بیرون مرو
بر ندارم دست از دامان تو جان من بادا به قربانت مرو
ای علی ای پادشاه انس و جان دست ما بر دامنت بابا مرو
000000000000000000
عزیزان شد ز کف بابای زینب بزیر گِل قد و بالای زینب
ایا مرغابیان بی پر و بال ز در بیرون رود مولای زینب
علی از دست رفت ای وای بر من که قوت رفته شد از پای زینب
000000000000000000
فدای جان تو ای پادشاه جن و بشر به مرغ ها تو چه گوئی ایا جناب پدر
به دورتان همه شان علی علی گویند حدیث نادعلی را سینجلی گویند
000000000000000000
زنم سنگ جفا بر بال ایشان که باشند بد شگون اینگونه مرغان
000000000000000000
عزیزان وای شد افسرده زینب پدر مرده برادر کشته زینب
چه سازم خاک عالم بر سرم شد ز دست چرخ، نیلی معجرم شد
000000000000000000
الهی شکر زینب شادمان شد برآمد شب کنون وقت اذان شد
000000000000000000
الهی حرمت جدم پیمبر علی را حفظ کن الله اکبر
000000000000000000
رسول الله جدا یا محمد علی بابای من نزد تو آمد
000000000000000000
وای گویا خاک غم بر فرق زینب ریختند مسلمانان آه گویا فرق حیدر را بخون آمیختند
ای مسلمانان ببینید آه غوغای مرا شیعیان مرتضی کشتند بابای مرا
ای حسین و ای حسن این ناله و غوغا ز چیست گوش دارید این صدای قد قتل از بهر چیست
000000000000000000
روید جانب مسجد به درد رنج و تعب نظر کنید چه خاک است بر سر زینب
000000000000000000
امان ای آه زینب آه زینب چه سازد با غم جانکاه زینب
پدر جان دیده بگشا دشده بگشا به یک دیدن دلم را کن شکیبا
نظر بر باب مدهوشم نمائید بیائید و سیه پوشم نمائید
000000000000000000
شوم فدای شما نور دیده تر من نهال گلشن باغ جنان حسین و حسن
نظر کنید شما حال رکن ایمان را بیاورید ز جراح کوفه نعمان را
000000000000000000
اگر جراح قلب ما کند شاد الهی از جوانی خیر بی ناد
گر آید حرف خیری بر زبانش روم گردم به دور طفلگانش
000000000000000000
ببین نعمان به قلب داغدارم علاجی کن به زخم باب زارم
000000000000000000
صدای قنبر آید قنبر آید غلام جان نثار حیدر آید
نمی دانم ز غم افسرده گردید که مولا گشته آقا مرده گردید
000000000000000000
الهی قنبر آید پیش حیدر چه اش گویم جواب الله اکبر
اگر پرسید علی چون است حالش چه گویم در جواب آن سئوالش
دلم سوزد که بی آقا شود او غریب و بی شه مولا شود او
000000000000000000
عزیزان وای زینب وای زینب فغان از طالع پیرای زینب
ندانم کیست ای حی توانا که هر دم میکشد از سینه غوغا
000000000000000000
بار خدایا چه فغان دیگر است صاحب این ناله یقین قنبر است
ورد زبانش به جهان حیدر است ناد علیا علیا یا علی
000000000000000000
قنبر دلخسته ندارد خبر کوچه رسیده شبه و بحر و بر
خاک شده قنبر زارش به سر ناد علیا علیا یا علی
000000000000000000
ندانم کیست ای خلاق داور که هر دم می زند او حلقه بر در
بگو نام خودت را ای پر ایشان چرا هر دم نمائی آه و افغان
000000000000000000
میسر نیست قنبر دیدن او زده دیمی فلک بر گلشن او
خزان شد گلشن آقات قنبر فتاده وعده دیدار محشر
000000000000000000
نگفتم به تو قنبر دل ندارم بغیر از گریه من حاصل ندارم
پدر از ضعف افتاده به بستر برو این دم بیا در وقت دیگر
000000000000000000
فغان که بلبل باغ علی شده خاموش سرش شکافت خدا قنبرم برفت از هوش
کباب شد دل من زین یا الله دهم چگونه به بابم خبر به ناله و آه
000000000000000000
پدر این ناله هست از قنبر تو که بنهاده سر خود بر در تو
همی خواهد به دیدارت بیاید چه فرمائی بیاید یا نیاید
000000000000000000
بیا ای قنبر زار مکدر طلب کرده تو را مولات حیدر
000000000000000000
پدر جان ای انیس جان زینب چراغ خانه دوران زینب
بیا چشمت ببندم جان بابا شود کور ای خدا چشمان زینب
دو چشمم کور گردیده دوباره ز راه مرحمت مهمان زینب
که بودی کاش مادر تا که می شست سرشک دیده ی گریان زینب
000000000000000000
ای پدر ای سید جن و بشر حالت کلثوم و زینب را نگر
000000000000000000
یا ابا یا سیدی قربان تو جان ما بادا بلا گردان تو
000000000000000000
دختران بی کس و غمگین تو سینه کوبان بر سر بالین تو
000000000000000000
جامه را من چاک تا دامن کنم از غم تو روز شب شیون کنم
000000000000000000
من به قربان لب یاقوت تو سینه کوبان بر سر تابوت تو
پیامبر ص در مجلس امام علی ع
مسلمانان علی امشب بخواب است ولی فردا رُخش از خون خضاب است
تو بی من تا به کی ای میر افلاک کنی تا کی مکان در توده خاک
000000000000000000
زجا برخیز قربان وفایت
000000000000000000
تو تا کی بی من اندر دهر مانی
000000000000000000
ندارم بی تو در جنت من آرام
000000000000000000
برو یکدم کنون بر سوی محراب
000000000000000000
شود ریشت خضاب این لحظه در خون
000000000000000000
چه برخیزی تو از خواب ای برادر بنه رو بر سوی محراب و منبر
که می خواهد خدای حی بی چون ملاقاتت کند با ریش پر خون
زن شاکی در مجلس امام علی ع
الهی الهی به آه یتیمان بکن حکم من با علی ابن عمران
خدایا خدایا به بی دست پائی ز دست علی می نمایم گدائی
000000000000000000
امان است امان است از دست حیدر کنم شکوه از دست او تا به محشر
الهی الهی ببین مشکل من علی را خبر کن ز درد دل من
000000000000000000
علی کرد آنچه با من کرد ای مرد علی اندر حقیقت بیوه ام کرد
بجنگ نهروان از تیغ دشمن شهید راه او شد شوهر من
شدم خوش دل شهید راه دین شد بفرمان امیرالمومنین شد
000000000000000000
ولی آن شاه از آن وقت تا حال نپرسیده ز طفلان من احوال
به دوش خود کشم من مشک پر آب امیرالمومنین آسوده در خواب
بگیر ای حق به نیکان زمینت تو دادم از امیرالمومنینت
000000000000000000
خدا مزدت دهد ای مرد دین دار کشیدی زحمت از بهرم تو بسیار
کنم یاران چه سان اندر زمانه گهی خدمت به طفلان گاه خانه
000000000000000000
جزای خیر یابی ای وفا کیش تو طفلان را نشان اندر بر خویش
که من در طشت جان فریاد سازم به صد محنت خمیر این آرد سازم
000000000000000000
علی ای شاه زیشان داد از تو علی ای ماه تابان داد از تو
نمی گردد زبانم تا که امشب کنم نفرین به تار موی زینب
دلم ناید که بر نور دوعینت ز دل نفرین نمایم بر حسینت
ولی چون هست دل از خون لبالب بگیری از علی دادم تو یا رب
000000000000000000
الهی مرگ فرزندان نبینی چنین کاشانه ات ویران نبینی
تو اول از تنور ای مرد محزون بکن خاکستر از جاروب بیرون
000000000000000000
خجالت دارم ای مرد از تو بسیار به خود کردی تو آسان کار دشوار
بیا اندر تنور آتش بر افروز که طفلانم گرسنه ماندند امروز
000000000000000000
برو ای خواهر زار و مشوش تو بردار از تنور این لحظه آتش
000000000000000000
چه کردم خاک عالم بر سر من بگو ای برگزیده خواهر من
ندانم کیست این مرد خوش احوال به من خدمت کند از صبح تا حال
بود بر طفل های من پرستار کند امداد بر من در همه حال
000000000000000000
خدا مرگم دهد نشناختم آه که باشد این علی شاه فلک جاه
علی ای شاه ایمان من فدایت فدای مهر و احسان و وفایت
گناهم را ببخشا کن عنایت
زن همسایه در مجلس امام علی ع
به این آزرده احوالی مشوش ضرور افتاده یک خلد آتش
روم در خانه همسایه این دم بگیرم آتشی با محنت و غم
الا ای خواهر محزون غمکش محبت کن به من یک خلد آتش
000000000000000000
مسمانان سرا ویرانه این زن مگر گردیده رشک صحن گلشن (روشن)
بچشمم یا که پیدا یا که نور است مگر این عیسی و این کوه طور است
چه کاری است ای زن محنت کشیده که کس مثل تو بدبختی ندیده
000000000000000000
بگو این کیست می دانی تو یا نه که باشد بر تو خدمت کار خانه
شود خاکت به سر این شاه دین است امام تو امیرالمومنین است
ولی حق نبی را جانشین است حسن را جان و بابای حسین است
شود کور ای ضعیفه چشمهایت چرا بینا نباشد دیده هایت
خدا مرگت دهد ای با سعادت که باشد می کشد بهر تو زحمت
کور در مجلس امام علی ع
رسیدم حد سامان غریبی زنم پیوسته فریاد غریبی
غریبان را نه سر باشد نه سامان گهی در مسجد گه کنج ویران
ای هم نفسان تا اجل آمد به سر من از پای در افتادم و خون شد جگر من
من تازه گلی بوده ام اندر وسط باغ یکبار فرو ریخت همه بال و پر من
گر مرده شوم دست به نعشم مگذارید یاران بخدا زود بخاکم مسپارید
تابوت مرا جای بلندی بگذارید تا باد وزد بوی مرا در وطن من
ای مادر فرخنده نداری خبر از من از گردش ایام چه آمد به سر من
صد پاره دلی دارم یک شیشه پر از خون من دانم و کنج لحد و طشت سر من
کجائی ای که بود اندر زمانه ز تو شادی عیشم جاودانه
کجائی ای که می کردی چه مادر زدی بر موی من هر لحظه شانه
کجائی کین گدا منزل نموده درِ دولت سرای جاودانه
000000000000000000
مرا عرضی است ای یار وفادار
000000000000000000
به تو خدمت به این کور از چه باب است
000000000000000000
گمانم اینکه شیخ تاجداری
000000000000000000
بگو نامت تو را آقا دخیلم
000000000000000000
چه نامت حق خلاق مبین است
000000000000000000
ببخشا یا علی از من تو تقصیر
000000000000000000
علی رویم سیه از این گناه است
000000000000000000
ببخشا یا علی من نا توانم
000000000000000000
برو آقا خدا بادت نگهدار
000000000000000000
بزرگوار خدایا به حرمت قرآن بکن تو حفظ علی را ایا خدای جهان
بحق خاتم پیغمبر آن شه زیجاه مکن ز دامن او دست شیعیان کوتاه
منادی در مجلس امام علی ع
ای دریغا شافع روز قیامت کشته شد شیعیان سلطان دین سردار امت کشته شد
بی پدر مادر شد امت شیعه شد یاران یتیم خسرو حق معنی تخت امامت کشته شد
000000000000000000
وا مصیبت خسرو دنیا و دین را کشته اند شهسوار لافتا سلطان دین را کشته اند
مالک ملک امامت شد بخاک خون تپان روبهان کوفه آن شیر غرین را کشته اند
000000000000000000
علی فدای تو و این مروت تو شوم علی فدای تو این سخاوت تو شوم
000000000000000000
نظر کنید شما امتان پیغمبر شما سخاوت و رحم مروت حیدر
ولی بخاطرم آمد کنون بچشم پر آب ز ابن ملجم بی دین دامن محراب
همین سر است که محراب را کند گلگون همین سر است که محراب می شود پر خون
نعمان حکیم در مجلس امام علی ع
مخدّرات رسول خدا سلام علیک حریم محترم کبریا سلام علیک
پیش روید که آید به پیش تر جراح شهد به زخم دل خویش نیش تر جراح
000000000000000000
امام دین خدا را ولی سلام علیک وصی ختم رسل یا علی سلام علیک
ببینم آه از این زخم پاک تارک تو امان و آه از این زخم پاک تارک تو
در این قضیه شفا از طبیب آسان نیست حزر کنید که این کار کار نعمان نیست
000000000000000000
اهل بیت مصطفی زار و نزارم کرده اید من نخواهم مزد یاران شرمسارم کرده اید
پور ملجم آن شقی کج نهاد زهر چون شمشیر خود را آب داد
کارگر شد بر ولی بوالحسن دست من درمان نباشد ای حسین و ای حسن
ابن ملجم در مجلس امام علی ع
میروم من سوی مسجد حالیا از برای کشتن شیر خدا
میزنم بر فرق او تیغ کین تا بر افتد لرزه بر ارکان دین
خوش بود پنهان شوم در گوشه ای تا که چینم خرمن او خوشه ای
منم که شور به کروبیان دراندازم منم که غلغله در خاکیان دراندازم
بهر قطامه لعین شریر میزنم فرق مرتضی شمشیر
000000000000000000
کُشم این دم امیرالمومنین را تزلزل آورم عرش برین را
شراری افکنم این دم بعالم بسوزند یکسره فرزند آدم
بهر قطامه لعین شریر میزنم فرق مرتضی شمشیر
000000000000000000
خداوندا چه غوغا شد هویدا کنون بیرون روم در دشت و صحرا
000000000000000000
بدان نامم بود بکربن حمران
000000000000000000
بلی هستم من از حال وی آگاه
000000000000000000
به حجره می روم ای پارسا مرد
000000000000000000
نشنیدم صدای قد قتل را
000000000000000000
مرا واجب تر از این نیست کاری
000000000000000000
برو ای مرد دست از من تو بردار
000000000000000000
بدان تا خانه ام بسیار دور است
000000000000000000
ندارم حالت فحص و تفحص
000000000000000000
تو را مطلب بگو زین مدعا چیست
000000000000000000
بلی نومید گشتم در زمانه
000000000000000000
بلی کشتم علی المرتضی را
000000000000000000
بلی کشتم امیرالمومنین را
ممنون از ایت کار خوبتان نسخه قنبر در مجلس نبود